السيد موسى الشبيري الزنجاني
6701
كتاب النكاح ( فارسى )
آمده است و بر عهده زن نيست هر چند زن هم مىدانسته و نگفته است . روايت ششم : روايت دعائم است كه مىگويد كه « من غره « 1 » » به كسى كه فريب داده ، مراجعه شود . اينها رواياتى است كه دلالت مىكند كه به كسى كه منشأ غرور شده و فريب داده مراجعه مىشود . بعضى از روايات ديگر هم هست كه تعليل آورده و مىگويد « وليها لانه دلسها « 2 » » از اين عموم تعليل هم استفاده مىشود كه خصوصيتى در ولى نيست و معيار مدلس بودن است ، بنابراين ، سفير هم همين حكم را دارد . و در بعضى از روايات ديگر تكيه بر ولىّ زن است كه عقد نكاح را انجام داده باشد . مانند صحيحه حلبى « 3 » كه ممكن است با درك و نظر ابتدايى انسان بگويد كه خصوصيتى در ولى منكح هست و قهراً سفير را خارج كند ، ولى اطلاقات روايات ديگر و تعليل « لانه دلسها » قوىتر از اين اشعار در اين روايت است . بنابراين ، مرحوم علامه در قواعد كه اول ترجيح داده و بعد « على اشكال » فرموده ، براى خاطر تأملاتى است كه در بعضى روايات هست ، ولى اقوا اين است كه خصوصيتى نيست . بزنطى هم از حلبى با سند صحيح همين روايت را نقل كرده ، و از آن استفاده مىشود كه اگر مدلس بود ، آن حكم هست ، مىگويد عن ابى عبد الله عليه السلام في رجل ولته امرأة أمرها أو ذات قرابة أو جار لها لا يعلم دخيلة أمرها فوجدها قد دلست عيباً هو بها قال يؤخذ المهر منها و لا يكون على الذي زوجها شىء « 4 » كه در واقع اگر دخيله امرها را مىدانست ، بر عهده او بود ولى حالا كه نمىدانسته بر عهده خود زن مىآيد . روايت صحيحه هم هست .
--> ( 1 ) - دعائم الاسلام ، دار المعارف ، مصر ، ج 2 ، ص 231 ، حديث 865 ؛ جامع الاحاديث ، باب 1 ، حديث 6 . ( 2 ) - النوادر ، ص 79 ، حديث 175 ؛ وسائل الشيعة ، 20 جلدى ، ص 601 ، پاورقى ؛ جامع الاحاديث ، باب 1 ، حديث 15 . ( 3 ) - وسائل الشيعة ، باب 2 ، حديث 5 ؛ جامع الاحاديث ، باب 1 ، حديث 4 . ( 4 ) - وسائل الشيعة ، همان ، باب 2 ، حديث 4 ؛ جامع الاحاديث ، باب 8 ، حديث 2 .